بیوگرافی تورج نصر و همسرش+ بازیگر نقش آقای شهروندی کیست؟ - ژولی پولی

بیوگرافی تورج نصر و همسرش+ بازیگر نقش آقای شهروندی کیست؟

بیوگرافی تورج نصر و همسرش+ بازیگر نقش آقای شهروندی کیست؟

۲ آبان ۱۳۹۹

بیوگرافی تورج نصر+ بیوگرافی تورج نصر و همسرش+ بازیگر نقش آقای شهروندی کیست؟ را در ژولی پولی مشاهده نمایید.

تورج نصر بازیگر و دوبلور پیشکسوت که سالهاست در تلویزیون و سینما و رادیو فعالیت می کند.

بیوگرافی تورج نصر:

نام اصلی وی داوود شعبانی نصر است.

با نام تورج نصر شناخته می شود.

در ۱۱ مرداد سال ۱۳۲۵ در تهران متولد شده است.

پدرش را در سن ۱۰ سالگی از دست داد.

مشاهده نمایید: بیوگرافی شوکت حجت دوبلور

تورج نصر بازیگر و صداپیشه

همسر تورج نصر:

سالهاست که ازدواج کرده و متاهل می باشد.

دوبله:

فعالیت در عرصه ی دوبله را از سال ۱۳۵۲ آغاز کرد.

تاکنون در آثار بسیاری به عنوان دوبلور مکمل حضور داشته است.

به جای شخصیت های فیلم های سینمایی، سریال های تلویزیونی و کارتونی زیادی صبحت کرده است.

از مهمترین شخصیت هایی که تورج نصر به جای آنها صحبت کرده می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

شخصیت تنسی در کارتون تنسی تاکسیدو

شخصیت گربه در کارتون گربه سگ

شخصیت شیپورچی در کارتون پسرشجاع

شخصیت دارکوب زبله در کارتون وودی وود بیکر

شخصیت یوگی در کارتون یوگی و دوستان

شخصیت باربا بیو در کارتون باربا پاپا

شخصیت بنر در عمو جغد شاخدار

شخصیت عموی بلفی در کارتون بلفی و لی لی بیت

و …

مشاهده نمایید: بیوگرافی مهوش افشاری دوبلور

بازیگری:

از دهه پنجاه همزمان با کار دوبله، بازیگری در تئاتر را نیز آغاز کرد.

نخستین بار در سال ۱۳۵۷ در فیلم سینمایی دام نامرئی به کارگردانی فریبرز صالح بازی کرد.

بازیگر نقش آقای شهروندی:

در برنامه جنگ هفته در نقش شخصیتی به نام آقای شهروندی به کارگردانی محمد عیوضی و صادق عبدالهی بازی کرد.

با بازی در نقش آقای شهروندی یا آقای شرمنده به شهرت رسید.

شخصیت آقای شهروندی کارمندی را به تصویر می کشید که از نظر مادی ضعیف بود و در مقابل خانواده و همکارانش همیشه شرمنده می شد.

بازیگر نقش آقای شهروندی کیست

فعالیت در رادیو:

وی جزو افرادی است که سالها در رادیو فعالیت می کند.

حدود هشت سال در برنامه صبح جمعه با شما با مرحوم منوچهر نوذری همکاری می کرد.

مدتی در برنامه کوی نشاط که از شبکه سراسری رادیو ایران پخش می شد فعالیت می کرد.

جمعه ها نیز در برنامه رادیو تهران با نام عصر جمعه با شما همکاری می کرد.

آثار بازیگری تورج نصر:

فیلم دام نامرئی

فیلم اتل متل توتوله

فیلم پنج تا پنج

فیلم تنبل قهرمان

فیلم صداست که می ماند

فیلم مبارک

فیلم حمله خرچنگ ها

سریال محله گل و بلبل

سریال افسانه هزارپایان

سریال معمای شاه

ما در مجله ژولی پولی برای تورج نصر هنرمند خوب کشورمان آرزوی موفقیت روز افزون داریم.

گفتگو با تورج نصر:

*شما دوره ای مشغول به بازیگری شدید و آقای شرمنده یا شهروندی یکی از شخصیت های شناخته شده برای مردم شده بود. از آن مجموعه برایمان بگویید.

– بعد از انقلاب آقای محمد عیوضی شخصیتی با نام «آقای شهروندی» را نوشت که یکی از آیتم های یک برنامه با اسم «جُنگ هفته» بود و این اولین جنگی بود که بعد از انقلاب روی آنتن رفت. آقای صادق عبدالهی و محمد عیوضی کارگردانان این جنگ بودند و این شخصیت برای من انتخاب شد.

این شخصیت ابتدا با اسم آقای شهروندی و بعد با اسم آقای شرمنده شناخته شد چون این شخص به هر مکانی که می رفت و هر  نیازی که از او برطرف می شد به طرف مقابل می گفت «شرمنده ام» که البته این عبارت تکیه کلام شیرازی ها است و چون خود کارگردان هم شیرازی بود از آن استفاده شد.

*یکی از برداشت ها توسط مخاطبان این بود که این شخص اعتماد به نفس بالایی ندارد و در برابر مشکلاتی که در جامعه برایش پیش می آید نمی تواند حق خود را بگیرد.

– بله این شخص یک کارمند مستضعف بود که هیچ گاه به لحاظ مادی و حتی در امور دیگر تامین نبود و به همین دلیل هم در برابر همسر و فرزندانش، رییس، همکار و… شرمنده می شد.

این آیتم ها بسیار تاثیرگذار بودند و من خاطرم هست در یکی از آیتم هایی که در میدان توحید ضبط کردیم من که نقش یک کارمند را داشتم مجبور به گدایی می شدم و بعد به خاطر همان آیتم مسئولان حدود یک هفته ما را سوال و جواب کردند که مگر می شود کارمند گدایی کند. این از جمله آیتم هایی بود که اجازه پخش آن را ندادند و بعد از آن حدود دو ماه ضبط برنامه متوقف شد.

*واکنش مردم نسبت به شما در آن زمان چگونه بود؟

– چون این برنامه درددل خود مردم بود، هر کسی آن را می دید با گوشه ای از مسایل آن ارتباط برقرار می کرد. به طور مثال این برنامه به اجاره خانه، شهریه مدرسه، بی پولی و… می پرداخت و هر قشری می توانست مشکلات و مسایل خود را در آن ببیند. در آن زمان برنامه آنقدر گرفته بود که من جرأت نداشتم به خیابان بیایم و هر جا مردم من را می دیدند، خیابان بند می آمد. حتی یکبار من در گرگان روی سن دعوت شدم. زمانی که به پایین صحنه آمدم مردم تمام لباس های من را کندند و بعد دست اندرکاران مرا با کمک شهردار گرگان، از آنجا خارج کردند.

*فکر می کنید چرا آنقدر با این برنامه و شخصیت آقای شهروندی همذات پنداری شد؟

– شاید آن زمان مردم هنرپیشه ها را بیشتر دوست داشتند و حس و حال زنده تر و شادتری داشتند. این برنامه درباره یک کارمند ساده بود که درددل های مردم را بیان می کرد و این شخصیت آنقدر تاثیرگذار بود که هنوز هم من را در خیابان با نام آقای شهروندی صدا می زنند.

*یعنی همچنان شما را با نام آقای شهروندی می شناسند؟

-بله به طور مثال زمانی که به یک اداره یا سازمانی می روم بعضی می گویند آقای شهروندی آمده و به کارم زودتر رسیدگی می کنند.

*شما مدتی را هم در رادیو با منوچهر نوذری فعالیت داشتید از آن روزها بگویید.

– من حدود هشت سال با منوچهر نوذری در رادیو در برنامه «صبح جمعه با شما» کار کردم. قبل از آن هم با زنده یاد فرهنگ مهرپرور همکار بودم و تقریبا می توان گفت حدود ۳۵ سال است که در رادیو فعالیت دارم. هم اکنون هم برنامه «کوی نشاط» را در شبکه سراسری رادیو ایران داریم که پنج‌شنبه ها پخش می شود و جمعه ها در «عصر جمعه با شما» در رادیو تهران برنامه دارم.

*همکاری با نوذری چگونه بود؟

-من در کار دوبله هم با زنده یاد منوچهر نوذری همکاری داشتم. خدا رحمتش کند او استاد بزرگ من بود. همیشه برای زنده یاد منوچهر نوذری احترام قائل بوده و هستم، چون نظیر نداشت. زنده یاد منوچهر نوذری در اجرای برنامه، شومن و مسابقات تلویزیونی و رادیویی خیلی خوب و موفق بود و من هر زمان که با او کار می کردم لذت می بردم. چون بسیار طناز بود و ما دیگر همانند منوچهر نوذری نخواهیم داشت.

او صدایی بی نهایت شیرین داشت و فکر می کنم به شیرینی صدای وی هیچ وقت نه در رادیو، نه در دوبله و نه هیچ جای دیگر جایگزینی پیدا نشد. استاد نوذری با همان صدای شیرینش کاملا مسلط و فی البداهه تا صبح برای شما حرف می زد.

*پس با این وجود از بودن با او همیشه همه سرحال بودند.

– بله. او تبحر خاصی در لطیفه تعریف کردن داشت و من نمی دانم آن همه لطیفه را از کجا می آورد. هر چه شما می‌گفتید، دو برابرش را برایتان تعریف می کرد. حتی سر کار دائم شوخی و سرگرمی ایجاد می کرد و با لطیفه هایش ما آنقدر می‌خندیدیم که همه روی زمین ولو می شدیم و به این ترتیب نوذری به همه ما نشاط و انرژی می داد.

*در این ارتباطات به اصطلاح چند نفره که در کار شوخی و  تفریح هم داشتید ناراحتی هم بینتان پیش می آمد؟

– خیر، به هیچ وجه. ما خوشحال و شاد بودیم و می خندیدیم و همبستگی خوبی بین ما حاکم بود. سعی می کردیم برای دوبله فیلم کارها را به نحو مطلوبی انجام دهیم که هم خودمان لذت ببریم هم حین انجام کار خسته نشویم، بین ما هم هیچ حسادتی در کار نبود، اما حالا برعکس شده و یکی که دو فیلم را بیشتر دوبله می کند دیگری حسادت می ورزد. البته شاید به دلیل گرانی های این زمان باشد چون آن سال ها ارزانی بود و پول هایمان تمام نمی شدند. با این حال ما به کارمان عشق می ورزیدیم و وقتی که مدتی از حال هم بی خبر بودیم و همدیگر را ملاقات نمی کردیم ناراحت می شدیم، اما الان اینگونه نیست، از ندیدن هم حتی خوشحال هم می شویم.

*از خاطرات قدیم بگویید مثلا نوروز در دوران شما با این زمان چقدر تفاوت دارد؟

– تفاوت بسیار است. آن زمان روحیه مردم بهتر بود، پدر و مادرها و جوان ها عصبی نبودند، مشکلات زیادی نداشتیم و در نتیجه عیدمان بی نظیر بود. من خوب بخاطر دارم که در دوران کودکی و قبل از شروع عید یعنی دقیقا ۲ یا ۳ ماه مانده به نوروز، پدرم برای من کت و شلوار، کفش و پیراهن می خرید و من این لباس ها را در کمد می گذاشتم و تا روز اول عید نباید به آنها دست می زدم اما ۲۰ با ۳۰ باری پیش می آمد که سر کمد می رفتم و لباس های عیدم را نگاه می کردم و دوباره در کمد را می بستم و دیگر جرات نداشتم دست به آنها بزنم.

*اگر قبل از نوروز لباس مخصوص عید را می پوشیدید، پدر با شما دعوا می کرد؟

– بله، دقیقا دعوایم می کردند چون کت و شلوار را سالی یکبار برای من می خریدند و می رفت تا سال بعد که دوباره خرید کنند.

*پس خانواده در دوران دبستان برای شما کت و شلوار رسمی می خرید؟

– بله، بیشتر بچه ها در آن زمان کت و شلوار می پوشیدند و این جالب بود. من هم جثه ظریفی داشتم و کت و شلوار رسمی می پوشیدم. حتی خاطرم هست کراوات یا پاپیون هم می بستم و عینک یکبار مصرف غیرطبی به چشم می زدم. در ایام نوروز با داشتن همین چیزها دلمان خوش بود مثلا تخم مرغ رنگی در جیبمان می گذاشتیم و یا زمانی که کفش نو می خریدیم لحظه به لحظه به آن آب می زدیم و پاکش می کردیم.

*شما به خاطر کارتان همیشه باید فیلم و سریال ببینید، زمان هایی را که در منزل هستید و می خواهید استراحت کنید آیا باز هم امکان دارد به سراغ فیلم بروید؟

– بله صددرصد. من آرشیوی از بهترین فیلم و سریال ها را دارم و در وقت فراغت و حتی بعد از کار به اتاق مخصوص خودم می روم و فیلم می بینم.

*خسته نمی شوید از این همه فیلم دیدن؟

– خیر. البته بیشتر سریال هایی که ما دوبله می کنیم آثاری کره ای و چینی هستند و کمتر آثار خوب در بین آنها پیدا می شود.

*همسرتان گلایه ای ندارد؟

– گاهی تعجب می کند و می پرسد که بیرون از خانه دایم مشغول دوبله و تماشای فیلم و سریال ها هستم و در داخل هم باز هم فیلم می بینم با این حال چون از اول کار مرا دیده است حرفی ندارد. گاهی دو بعد از ظهر که از سرکار برمی گردم به داخل اتاق فیلم هایم می روم و سه صبح هم بیرون می آیم و پشت سر هم فیلم می بینم آنقدر که خودم داغ می کنم.

*چه فیلم هایی را می بینید؟

– اکثرا فیلم های جدید را می بینم و فیلم های جشنواره هایی مثل اسکار.

*از فیلم هایی که می بینید ایده نمی گیرید یا اینکه ترغیب شوید آن را دوبله کنید؟

– چرا گاهی فیلم هایی می بینم و با خود می گویم کاش این فیلم دوبله می شد.

*بیشتر هم فیلم های کمدی تماشا می کنید؟

– کمدی و جدی و یا فیلم های کلاسیک. علاقه ای به فیلم های اکشن جدید که در آن هیولا و حیوانات عجیب غریب یافت می شوند، ندارم چون فکر می کنم گاهی در جامعه از این هیولاها پیدا می شوند.

*جز فیلم و سریال چه کار دیگری هست که بخواهید در ایام فراغت انجام دهید؟ مثلا کتاب می خوانید؟

– کتاب خیلی کم می خوانم چون حضور ذهن ندارم و ممکن است ۵ یا ۶ صفحه بخوانم و بعد تمرکزم را از دست بدهم اما موسیقی گوش می دهم. موسیقی های کلاسیک و غیر کلاسیک خارجی و ایرانی.

*جناب نصر زمانی که کودک بودید مهمترین آرزوی شما چه بود؟

– همیشه دوست داشتم که هنرپیشه خوبی شوم.

*پس چندان از رویای خود فاصله نگرفتید چون مدتی هم در تئاتر فعال فعالیت داشتید.

– بله در دوره دبستان یک معلم موسیقی داشتم که به من می گفت تو باید یک هنرپیشه خوب بشوی.

*خانواده چقدر در این مسیر شما را حمایت کردند؟

– خانواده من مطلقا در این فازها نبود من هم چون دیدم کسی کاری به کارم ندارد از فرصت استفاده کردم و به فضای هنر وارد شدم.

*پدر چطور؟

– من حدود ۱۰ سالم بود که پدرم را از دست دادم. او در سن ۴۲ سالگی سکته کرد و سکته هم به نوعی میراثی است که فعلا به ما رسیده است.

*خدا رحمتشان کند. شما روحیه شوخ طبعی دارید و امیدواریم سال های سال با همین روحیه زندگی کنید.

– بله من به خودم فشار نمی آورم و زندگی را سخت نمی گیرم.

*فکر می کنم همین در سلامتی و زندگی شما بسیار موثر باشد.

– بله تاثیر زیادی دارد، من کلا سخت نمی گیرم، برای پسرم هم سخت گیری ندارم. او هم شوخ طبعی هایی دارد و گاهی هم به من می گوید چقدر زندگی به این شکل خوب و راحت است.

منبع گفتگو: خبرگزاری مهر